برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
امروز و امشب خیلی به یادشان بودم. خیلی متاسف شدم
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
این روز ها سخت میگذرن و انگار اصلا نمیگذره.... من یا همش خوابم یا همش پای تلوزیون... توی این اوج گرما و هوای مزخرف سرما هم خوردم... کلا مشکلات من با تموم دنیا فرق میکنه...
ادامه داره....
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
توی این اوضاع بد اقتصادی تمام امید های من نا امید شده و بر باد رفته...
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
من هستم...
امیر هست...
همه چیز سر جای خودش...
شاد نیستم...
سر حال نیستم...
دلخوشی ندارم...
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
الان دقیقا 4 سال و چند ماهه که من ازدواج کردم.... هنوز یه سفر دو نفره با امیر نرفتم... هنوز ماه عسل نرفتم.... نه اینکه توان مالی نداشته باشیم.... در حد یه سفر چند روزه و هر جا میتونیم.... ولی امیر خان علاقه به سفر دو نفره نداره
برام شده یه حسرت... یه آرزو ... یه رویا
ماه عسل .......
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی